تبليغاتX
اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات تحریریه خاموش

یادش بخیر رادیو گفتگو و برنامه بدون خط خوردگی و مسعود عابدین نژاد و البته رضا ولی زاده. کامنت سروش مرا به روزهای خوبی برد که در آن استودیو کوچک حرفه ای ترین کار رسانه ای را ارائه می کردیم. رادیو گفتگو را مدیریت محمدیان به محلی برای تضارب واقعی آراء تبدیل کرده بود. جایی که همه دسته ها و گروههای سیاسی در آن تریبون داشتند و صدایشان را به گوش مخاطب می رساندند. برنامه بدون خط خوردگی که مسعود عابدین نژاد پایه گذارش بود، اما چیز دیگری بود. من البته کارم را در رادیو گفتگو با برنامه برداشت هفتم شروع کردم. اسم برنامه را هم مسعود عابدین نژاد با شور و مشورت من و رضا انتخاب کرد. کم کم پایم را مسعود به برنامه بدون خط خوردگی هم کشاند و این آخری ها سردبیر روزهای سه شنبه هم شده بودم. من خودم اما برنامه برداشت هفتم را خیلی دوست داشتم. مجری اصلی اش خانم جوزدانی بود و سردبیر هم خودش. جوزدانی توانسته بود به صدای هر کدام از ما شخصیت بدهد. مثلاً گاهی اوقات صدای من را روبروی احمد خالصی می گذاشت. شاید بهترین برنامه خبری تحلیلی بود که در تمام این سالها از رادیو می شنیدم. من، رضا، احمد خالصی و خود جوزدانی تیم خوبی را درست کرده بودیم و همه اینها با مدیریت درست مسعود عابدین نژاد اتفاق افتاده بود. رضا ولی زاده اجرای فوق العاده ای داشت. با آن صدای گرم و صمیمی اش. یادش بخیر! یاد حرص خوردنهای عابدین نژاد وقتی سوتی می دادیم بخیر! یاد مسخره بازیهای من و رضا در اتاق فرمان بخیر! یاد خنده های ناخواستهای که پشت میکرفون زنده می زدیم بخیر! یاد دعواها و یقه گیریهای من و رضا بخیر! چه روزهایی بود و چه لحظاتی. یاد بحثهای فلسفی من و خالصی تو سالن انتظار بخیر. یاد سبحان و شوخی های احمقانه مان بخیر. چقدر با رضا این و آن را دست می انداختیم. چه روزهای خوبی بود. با این که اصلاً پول و پله ای نداشت اما یکی از بهترین ایام عمر من بود. یاد فرزاد حسنی و برنامه سینما صدایش بخیر. نمی دانم هنوز فرزاد آنجاست یا نه. یاد آقای دبیری مهر بخیر. یاد منوچهر دین پرست و برنامه صوفی اش بخیر. یاد جواد آگاه بخیر. جواد که تهیه کننده چیره دست و مسلطی بود و گاه با هم قدم زنان تا در شمالی صدا و سیما می رفتیم و درباره خیلی چیزها با هم حرف می زدیم . جواد که حالا مسافر است. چه تیم خوبی بود تیم برداشت هفتم. من خودم بخش چهره هفته اش را خیلی دوست داشتم. مخصوصاً مصاحبه زنده ای که با کرباسچی و احمد توکلی و طاها هاشمی کردم. من خاطرات خیلی زیادی از رادیو گفتگو دارم که سر فرصت خواهم نوشت. اینکه چرا از رادیو گفتگو رفتم هم خودش حکایتی است. بماند برای بعد از انتخابات. می ترسم انگ سیاه نمایی بهم بزنند. اما من سربلند از رادیو گفتگو رفتم. درست مثل رضا ولی زاده که حاضر نشد پای وازدگی و ترس خوردگی دیگران بسوزد. ما آدمهای باشرفی بودیم که شرافتمان را به سیاست نفروختیم. من و رضا و مسعود عابدین نژاد و جواد آگاه. خیلی سبکبال از رادیو گفتگو رفتم. با وجدانی سربلند. به خاطر دفاع از یک خبرنگار و یک همکار عذرم خواسته شد. یادش بخیر! یاد رادیو گفتگوی دوران مسعود عابدین نژاد بخیر! یاد رادیو گفتگوی مهندس محمدیان بخیر!

+ نوشته شده توسط احمد جلالی فراهانی در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 و ساعت 14:52 |