تبليغاتX
تحریریه خاموش

آشنايي داريم كه از سر دولتي دولت عدالت پرور مهرورز، يك شبه ره صد ساله را طي كرده و حالا در پست و مقامي نشسته كه در خواب هم نمي ديد. چند وقت پيش از طريق همسرش پيغام و پسغام فرستاد بود كه از فلاني حلاليت بطلب كه مسافر خانه خدام. چند سالي هست كه همديگر را نديده ايم. از همان لحظه اي كه محمود احمدي نژاد رئيس جمهور شد و در يك ميهماني از خجالت همديگر درآمديم تا همين امروز از ديدن يكديگر گريزانيم. وقتي صحبت حلاليت طلبيدن او شد خنده ام گرفت. پرسيدند چرا مي خندي؟ گفتم چه عرض كنم والا. شرط حج تمتع در اسلام رسيدن به استطاعت مالي است. آنهم استطاعت مالي برخاسته از مال حلال. مگر حج رفتن با پول مردم و امكانات دولتي حلاليت خواستن هم مي خواهد. گفتند حالا تو به عظمت خانه خدا حلالش كن. ياد شعري افتادم از مولانا كه مي گفت:

اي قوم به حج رفته، كجاييد كجاييد؟

معشوق همين جاست، بياييد بياييد

معشوق‌ تو همسايه‌ ديوار به ديوار

در باديه‌ سرگشته‌ شما در چه‌ هواييد؟

ده بار از آن راه بدان خانه برفتيد

يك بار از اين خانه بر اين بام برآييد

آن خانه لطيف است، نشانهاش بگفتيد

از خواجه‌ي آن خانه نشاني بنماييد

با اين همه آن رنج شما گنج شما باد

افسوس كه بر گنج شما پرده شماييد

گر قصد شما ديدن‌ آن‌ كعبه‌ جانست‌

اول‌ رخ‌ آيينه‌ به صيقل‌ بزداييد.

راستش اين روزها بسيار هستند كساني كه از من می خواهند فلانی را حلال کنم. من هم می گویم: " من كه كسي نيستم، اما من فلاني را حلال نمي كنم. باقي اش با خدا!  "

+ نوشته شده توسط احمد جلالی فراهانی در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 و ساعت 15:42 |

هر چه به انتخابات اسفند ماه نزديك مي شويم رفتار و رويكرد برخي از مديران دولتي نسبت به مردم تغيير مي كند. رفته رفته موجودي به نام مردم براي آنها اهميت پيدا مي كند. همان دولتمرداني كه نسبت به حافظه ما و فراموشي مان آگاهي كامل دارند يادشان مي رود كه در دو سال گذشته چطور با مردم رفتار كردند. آنها فراموش مي كنند كه در اثر نامديريتي هاي ناشي از ناپختگي شان چه بلاهايي بر سر مردم آورده اند. يادشان مي رود كه هيچ كدام از وعده هاي انتخاباتي شان محقق نشده است. فراموش مي كنند كه در اثر بي تدبيري هاي ممتد و دنباله دار برخي از همين مديران دولتي چه خانواده ها كه دچار آسيب هاي جدي اقتصادي و رواني و عاطفي نشدند. مثلاً به صحبت هاي اخير آقاي الهام توجه بفرماييد. ببينيد كه ايشان چطور نسبت به عملكرد نيروي انتظامي موضع مي گيرد و اعلام مي كند كه دولت موافق اين رفتارها نيست. اين در حاليست كه جانشين فرمانده كل قوا در نيروي انتظامي  با پيشنهاد مستقيم شخص وزير كشور و تاييد فرماندهي كل قوا انتخاب مي شود. قانون گذاران اين راهكار را براي همسو شدن سياست هاي نيروي انتظامي با دولت و قوه مجريه تعريف كرده اند. چنانكه در دولت اصلاحات كسي مثل قاليباف جانشين فرمانده كل قوا در نيروي انتظامي بود و به دليل اختلافات شديدي كه در رويكردهاي اجتماعي اش با مديران تندروي نيروي انتظامي داشت همواره از سوي آنان مورد اتهام اهمال کاری مسامحه و مصالحه با اصلاح طلب می شد.

البته ممكن هم هست كه دولت و شخص رئيس جمهور با برخي تندروي ها واقعاً موافق نباشد اما بهرحال تندروي هاي صورت گرفته توسط اين نيرو در اذهان مردم به پاي دولت نهم نوشته مي شود. چنانكه نوشته هم شده است.

خاطرم هست كه در يكي از خيابانهاي تهران وقتي ماموران نيروي انتظامي به پوشش زني كه به همراه شوهر و فرزندش در خيابان قدم مي زد، ايراد گرفته بودند و مي خواستند او را دستگير كنند، اين زن پيش از همه شخص رئيس جمهور را متهم به بي عدالتي مي كرد. در حاليكه حتي روح رئيس جمهور هم از اين ماجرا بي خبر بود.

مديران دولتي هم از اين قاعده مستنثي نيستند. وقتي مديري دست به توبيخ و اخراج گسترده و سخت كردن شرايط كار نيروي پايين دستي خود مي زند، پيش از آنكه اين تندروي ها به نام آن مدير ثبت شود به نام دولت ثبت مي شود. ولو اينكه دولت مخالف اين قبيل اقدامات باشد.

اين روزها اما با نزديك شدن به انتخابات شاهد چرخش هاي 180 درجه اي تعدادي از مسئولين دولتي در موضع گيري هاي قبلي شان هستيم و دليل آن هم البته مشخص است. انتخابات. به همين علت است كه من از اين چرخش هاي ناگهاني تعجب نمي كنم. اگر فردا شنيديد كه طرح امنيت اجتماعي با درخواست يكي از مقامات دولتي، رويكرد متفاوت تري نسبت به گذشته پيدا كرده يا يكي از مقامات دولتي از فرمانده نيروي انتظامي خواست كه با مردم بيشتر مماشات كنند نبايد آن را به حساب مردم گذاشت. بلكه بايد آن را به حساب انتخابات گذاشت. اگر فردا شنيديدكه طرح زوج و فرد موقتاً حذف مي شود باز هم دچار اشتباه نشويد. دليل آن كاهش آلودگي هوا ناشي از سهميه بندي بنزين نيست. بلكه علتش انتخابات است. چنانكه وقتي مي شنويم دولت قرار است 20 ليتر به سهميه بنزين خودروهاي شخصي اضافه كند و مدت آن را كاهش بدهد هم نبايد دچار اين اشتباه بشويم.

اساساً يكي از ايرادات وارده به برخي از ما در زمان انتخابات ناتواني مان در يادآوري وقايع تاريخي است. همين امر است كه بعضی از مديران دولتي را وا مي دارد تا مواضع خود را به راحتي تغيير دهند و از ديوار حاشا بالا بروند. ايرادي هم به آنها در اين باره نيست. در واقع ايراد اصلي از ماست. ما كه دچار فراموشي تاريخي نسبت به رويكردها و رفتارهاي مديران دولتي هستيم. نزديك انتخابات بازار وعده ها داغ خواهد شد. بهتر است كمي حافظه مان را اين روزها تقويت كنيم تا دوباره دچار اشتباهي تاريخي نشويم. مجلس هشتم، از مهمترين مجالس جمهوري اسلامي است. لطفاً اين بار را در انتخاب خود دقت كنيد تا دچار پشيماني نشويد.

 

+ نوشته شده توسط احمد جلالی فراهانی در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 12:28 |

با مقايسه اين دو تصوير چه چيزي به ذهن شما متبادر مي شود؟

الف- زنده باد فتو شاپ.

ب زنده باد حرفه اي گري در كار اطلاع رساني.

ج زنده باد خليج هميشگي فارس.

د- حل مسئله با پاك كردن صورت مسئله.

ه - هیچ کدام.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط احمد جلالی فراهانی در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 و ساعت 13:1 |

لعنت به خبر. وقتی که چماق می شود و بر سر خبرنگارش فرو می آید. وقتی که تلخ است و دردناک. وقتی که دروغ را آشکار می سازد و دروغگو را رسوا.  روز جمعه بود که با رضا ولی زاده سر برنامه هفتگی مان حاضر شده بودیم. در برنامه ما بخش فرهنگ و هنر با رضاست و بخش جامعه با من. رضا عصبانی بود. از کمبود امکانات. می خواست خبرهایش را بگیرد و نمی توانست. چه طنز تلخی است روزگار ما.

 وقتی شنیدم رضا ولی زاده دستگیر شده تعجب نکردم. گفته بود دنبالم هستند. همان شب آخر که همدیگر را دیدیم. تا دیدمش گفتم رضا کولاک کردی با خبر سگ های رئیس جمهور. گفت دنبالم هستند. گفتم کی سگها؟ خندید. گفت نه! دو نفر هستند که هر جا می روم تعقیبم می کنند. یکبار هم زنگ زدند به خانه و گفتند که بروم ریاست جمهوری و نرفتم. گفتم اذیتت نکردند گفت نه. هنوز که نه. آن شب کلی با هم خندیدیم. بهش گفتم رضا مواظب باش. گفت اگر سر برنامه بعدی من را ندیدی حلال کن.

حالا یاسین نمکچیان آمده است و می گوید رضا را دستگیر کرده اند. رضا ولی زاده در دسترس نیست. همان جوان کرد قد بلندی را که صدای گرمی داشت و دلش می خواست مجری توانمندی باشد و کلاس مجری گری می رفت. همان جوان گمنامی که بازنگار را راه انداخت. آن هم با هزار قسط و قرض و بدبختی. همان جوانی که هم سن و سال من است.

پرسید: تو هم متولد 1354 هستی؟

گفتم: آره.

گفتم: واسه بازنگار اذیتت نمی کنند؟

گفت: هنوز کاری به کارم نداشته اند.

رضا ولي زاده نفر اول از سمت چپحالا رضا در بند است. خبر سگهای رئیس جمهور رضا ولی زاده را گرفت. دستگیرش کرد و گرفتار. حالا در بند است. یعنی تا جمعه آزاد می شود؟ یعنی دوباره او را در اتاق فرمان استودیو می بینم. رضا ولی زاده دچار ناراحتی آسم هم هست. نکند اذیتش کنند؟ نکند آزار ببیند. خدایا خودت رحم کن. رضا اصلاً سیاسی نیست. اصلاً اهل هیچ فرقه و دسته ای نیست. با همان قامت کشیده و کاپشنی که گرمش نمی کرد. نکند حالا در سلول سردش باشد؟

از من می شنوید می گویم خبر سگهای 600 میلیون تومانی رئیس جمهور کار دست رضا داد. یعنی جمعه این هفته سر برنامه می بینمش؟

+ نوشته شده توسط احمد جلالی فراهانی در سه شنبه ششم آذر 1386 و ساعت 23:31 |

جمعه دوم آذر 1386. میدان دانشگاه شهید بهشتی. جرثقیل غول پیکر در اثر بارش باران مستقیم راهی خانه مردم شده است. این چندمین بار است که ماشین های غول پیکر، این چنین خانه مردم را ویران می کنند. کو گوش شنوا؟ راستی مسئول این فاجعه کیست ؟ راننده جرثقیل یا شهرداری تهران؟ البته واکنش مردم هم جالب است. هر کسی که می تواند از ماجرا با موبایلش عکاسی می کند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط احمد جلالی فراهانی در جمعه دوم آذر 1386 و ساعت 16:44 |