آشنايي داريم كه از سر دولتي دولت عدالت پرور مهرورز، يك شبه ره صد ساله را طي كرده و حالا در پست و مقامي نشسته كه در خواب هم نمي ديد. چند وقت پيش از طريق همسرش پيغام و پسغام فرستاد بود كه از فلاني حلاليت بطلب كه مسافر خانه خدام. چند سالي هست كه همديگر را نديده ايم. از همان لحظه اي كه محمود احمدي نژاد رئيس جمهور شد و در يك ميهماني از خجالت همديگر درآمديم تا همين امروز از ديدن يكديگر گريزانيم. وقتي صحبت حلاليت طلبيدن او شد خنده ام گرفت. پرسيدند چرا مي خندي؟ گفتم چه عرض كنم والا. شرط حج تمتع در اسلام رسيدن به استطاعت مالي است. آنهم استطاعت مالي برخاسته از مال حلال. مگر حج رفتن با پول مردم و امكانات دولتي حلاليت خواستن هم مي خواهد. گفتند حالا تو به عظمت خانه خدا حلالش كن. ياد شعري افتادم از مولانا كه مي گفت:
اي قوم به حج رفته، كجاييد كجاييد؟
معشوق همين جاست، بياييد بياييد
معشوق تو همسايه ديوار به ديوار
در باديه سرگشته شما در چه هواييد؟
ده بار از آن راه بدان خانه برفتيد
يك بار از اين خانه بر اين بام برآييد
آن خانه لطيف است، نشانهاش بگفتيد
از خواجهي آن خانه نشاني بنماييد
با اين همه آن رنج شما گنج شما باد
افسوس كه بر گنج شما پرده شماييد
گر قصد شما ديدن آن كعبه جانست
اول رخ آيينه به صيقل بزداييد.
راستش اين روزها بسيار هستند كساني كه از من می خواهند فلانی را حلال کنم. من هم می گویم: " من كه كسي نيستم، اما من فلاني را حلال نمي كنم. باقي اش با خدا! "



وقتی شنیدم رضا ولی زاده دستگیر شده تعجب نکردم. گفته بود دنبالم هستند. همان شب آخر که همدیگر را دیدیم. تا دیدمش گفتم رضا کولاک کردی با خبر سگ های رئیس جمهور. گفت دنبالم هستند. گفتم کی سگها؟ خندید. گفت نه! دو نفر هستند که هر جا می روم تعقیبم می کنند. یکبار هم زنگ زدند به خانه و گفتند که بروم ریاست جمهوری و نرفتم. گفتم اذیتت نکردند گفت نه. هنوز که نه. آن شب کلی با هم خندیدیم. بهش گفتم رضا مواظب باش. گفت اگر سر برنامه بعدی من را ندیدی حلال کن.
حالا رضا در بند است. خبر سگهای رئیس جمهور رضا ولی زاده را گرفت. دستگیرش کرد و گرفتار. حالا در بند است. یعنی تا جمعه آزاد می شود؟ یعنی دوباره او را در اتاق فرمان استودیو می بینم. رضا ولی زاده دچار ناراحتی آسم هم هست. نکند اذیتش کنند؟ نکند آزار ببیند. خدایا خودت رحم کن. رضا اصلاً سیاسی نیست. اصلاً اهل هیچ فرقه و دسته ای نیست. با همان قامت کشیده و کاپشنی که گرمش نمی کرد. نکند حالا در سلول سردش باشد؟ 




