این روزها چه بسیار است مواقعی که از خودم می پرسم : " من چه مرگم شده ؟ " و البته جوابش را دوست نازنینم محسن شهرنازدار چه حکیمانه می دهد: " حال و هوایی که آدم در این روزها فکر میکند، احتمالاً یک اپیدمی بین همهی همکاران است، [نوعی] سرخوردگی از شرایط رسانه، شرایطی که فضای آزاد و مساعد را برای انجام آن رسالت حقیقی خبرنگار از او سلب کرده است. "

او این حرفها را در گفتگو با رادیو زمانه زده است. بد نیست بخشی از سئوال و جواب های طرح شده در این مصاحبه را بصورت پاستوریزه شده با هم مرور کنیم. من که خیلی به دلم نشست. شما را نمی دانم.
در سالهای اخیر تعدادی از روزنامهنگاران ایرانی از سرویسهای مختلف روزنامهها ایران را ترک کردهاند. فکر میکنید این چه تاثیری میگذارد بر فضای رسانهای ایران و شیوهی اطلاعرسانی؟ چون معمولاً روزنامهنگاران موفقی هم بودهاند...
متاسفانه ترک عرصهی حرفهای روزنامهنگاری که در واقع [به دلیل] فشار مضاعفی [است] که از نظر معیشت و از نظر موقعیت اجتماعی و خیلی مسایل دیگری که بر این جامعه وارد شده، باز یک اپیدمی است که در این سالها ما با آن مواجه بودیم.
وقتی ما تمام فلشهای حرکت در شرایط اجتماعی، معیشتی، سیاسی و فرهنگی را برای این اقلیت روزنامهنگار به سمت خروج و به سمت انزوا و سرکوب هدایت کنیم، اولین راه خروجی که پیدا میشود، مفری است برای آن جامعهای که بتواند خودش را نجات بدهد. چون تمام این همکاران علاوه بر رسالت رسانه، قطعاً زندگی هم باید بکنند، قطعا باید بدیهیات زندگی مادیشان مهیا شده باشد، باید شرایط اجتماعی مناسبی داشته باشند. خیلی از دوستان همکار نزدیکام را دیدهام که چه سرنوشت محتوم و محکوم به فنا و انزوایی پیدا کردهاند، بخاطر اینکه در نوک پیکان حرکت میکردند. در جامعهی رسانهای ما هر کس نوک پیکان حرکت کند، یعنی هر کس خلاقتر است، هر کس حرف اول را میزند و ایدههای جدیدتری دارد، دقیقاً سرنوشت نوک پیکان را پیدا میکند. بسیاری از همکارانم در این سالها اصلاً از این حرفه بیرون رفتهاند. البته ماندهاند، اما یا رفتهاند در زمینهي تبلیغات و یا مشاور رسانهی فلان ارگان شدهاند. بهخاطر اینکه شرایط مهیا نبود و بهخاطر اینکه زندگی خانوادگیشان هم اجازه نمیداد در یک بستر پرتلاطم که بحث جان و امنیت اجتماعی و فردی آدمها مطرح است، بتوانند مسیر را ادامه دهند. برآیند تمام این شرایط، سطح رسانه در این مملکت را همانقدر نیز به قهقرا برده و پایین کشیده است. قطعاً نسل تازهای که در این فضای رسانه قلم میزند، در این دهسال نیز با آموزههایی که سانسور و ممیزی برایش فراهم کرده و برخوردهای اجتماعی و سیاسی با طبقهی رسانه، آموخته است که باید دست به عصا راه برود و در نهایت ما طبقهای را در این ده سال پروراندهایم که چیزی از آرمان رسانه و رسالت رسانه نمیداند و بهطور طبیعی رسانههای ما را به سمت رسانههای فرمایشی و کاملاً در یک فضای مرده پیش خواهد برد.
+ نوشته شده توسط احمد جلالی فراهانی در دوشنبه پنجم شهریور 1386 و ساعت
1:29 |