تبليغاتX
اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات تحریریه خاموش

روز خبرنگار؛ دیشب را تا صبح نخوابیده ای. متن مصاحبه ای را برای روزنامه ای پیاده می کنی. مصاحبه البته چاپ نمی شود. مدیر مسئول صفحه دیگری دستور داده اند.

روز خبرنگار؛ دخترت از تب می سوزد و همسرت دفترچه های قسط را نشانت می دهد و می گوید: " این یکی چهار ماه عقب افتاده!  "

روز خبرنگار؛ دم در روزنامه ایران گل رز گذاشته اند تا به بچه ها بدهند. خدمتکار دفتر مدیر عامل ده بیست شاخه برداشته است. تو حق نداری بیشتر از یک شاخه برداری. شاخه گل رز تا شب پرپر می شود.

روز خبرنگار؛ جایی برای نشستن در روزنامه ایران نداری. به برکت مدیریت جدید بچه های سرویس گزارش چپانده شده اند سر میز صفحه بندی! میزی که شش تا صندلی دارد و 9 نفر میزبان.

روز خبرنگار؛ از چهره های قدیمی روزنامه ایران کمتر کسی در تحریریه مانده و در شلوغی تحریریه غریب به نظر می رسی.

روز خبرنگار؛ روزنامه ای برای خواندن نمانده. خواندنی هایش را توقیف کرده اند.

روز خبرنگار؛ بخاطر سهمیه بندی بنزین مجبوری کلی راه را پیاده گز کنی.

روز خبرنگار؛ همکاران از نشست های خبری و پولهای دریافتی حرف می زنند. خبرنگاران سرویسی نفری 100 هزار تومان هدیه گرفته اند. یکی می گوید نوش جانشان زرنگند می گیرند. روزنامه که به فکر ما نیست بگذار از جای دیگر جور کنیم.

روز خبرنگار؛ روی تابلوی اعلانات روزنامه ایران نوشته : " بر شما حق جویان و حق پویان ... " و تو به سهیل آسفی و چند نفر دیگر فکر می کنی که چند روز پیش دستگیر شده اند.

روز خبرنگار؛ مدیر عامل روزنامه ایران ناهار را با خبرنگاران میل می کند. از هفته دیگر هر وعده غذا 1750 تومان!

روز خبرنگار؛ نفری یک شیشه کوچک دوغ میهمان روزنامه ایم. یک نفر می گوید بنویس روز خبرنگار برابر است با 50 هزار تومان + یک شاخه گل + یک دوغ!

روز خبرنگار؛ تا ساعت 4 بعد از ظهر خبری از هدیه موسسه ایران نیست. ساعت 4 بعد از ظهر 50 هزار تومان هدیه دریافت می کنی. یکی می گوید: چهار سال پیش هم که همین را می دادند. پس فرق دولت عدالت محور با دیگران چیست؟

روز خبرنگار؛ بزرگی از کامنت های نوشته شده توسط دیگران در پست قبلی شکایت دارد. می گوید: " غریبه ها نمی دانند که ما در چه برزخی گرفتار شده ایم!  "

روز خبرنگار؛ اس ام اس های تبریک همچنان ادامه دارد. اس ام اس ها همه از تاریکی و قلم و سپیده سخن می گویند.

روز خبرنگار؛ رادیو فردا گزارشی از روز خبرنگار دارد و در گفتگو با کسی می گوید: " خبرنگار رسانه مخصوص دولت از تنگناهای خبرنگاران رسانه های دولتی با ما سخن می گوید.  " صدا چقدر آشناست. هر چند طرف خودش هم نفهمید چی گفت!

روز خبرنگار؛ فردا باید زود بیدار شوم. گرچه شهر تعطیل است اما من باید دو مطلب بلند درباره گرفتاری های مردم بنویسم. یکی درباره ساختمانهای غیر مقاوم. یکی هم درباره نابرابری های ورزشی!

 

+ نوشته شده توسط احمد جلالی فراهانی در شنبه بیستم مرداد 1386 و ساعت 7:46 |

مدیران و خبرنگاران محترم فرارو! در یازدهمین روز از مردادی که در آن قرار داریم خبری از سایت شما در سایت صبحانه آورده شده بود که حال من را خراب کرد. عزیران نشناخته و ندیده من! همکاران گرامی دروغ و بی اخلاقی چرا؟ درسته که حال و روز خیلی از بچه های قدیمی روزنامه ایران این روزها اصلاً خوش نیست. درسته که خیلی از نیروهای خوب و توانمند روزنامه این روزها گوشه نشینند، اما دلیل این ماجراها طرز لباس پوشیدن و شلوار جین و لباس آستین کوتاه نیست. خود من هر روز با لباس آستین کوتاه و شلوار جین به روزنامه می روم و تا حالا نه کسی به لباس پوشیدنم گیر داده نه به مدل موهایم و نه شلوار جین پوشیدنم. تا کی قرار است نقد را با فحش دادن و دروغ بافی یکی کنیم؟ خود من بارها در همین وبلاگ علیه سیاستها و روشهای مدیریتی کاوه اشتهاردی نوشته ام اما هرگز کسی حتی برای یک بار معترض من نشده است. چرا بی اخلاقی می کنیم؟ چرا دروغ بافی می کنیم؟

اساساً تعارضات فکری و تفاوتهای ناشی از منش های سیاسی و رویکردهای اجتماعی میان روزنامه نگاران امری عادی و طبیعی است و در این میان ممکن است انتقادات و اعتراضات متعددی هم متوجه برخی از روشها و عملکردهای مدیران فعلی روزنامه ایران هم از سوی نیروهای قدیمی روزنامه وجود داشته باشد اما این اختلافات و انتقادات دلیلی برای لجن پراکنی و فحاشی مثلاً خیرخواهانه دیگران نیست و اساساً نیروهای منتقد داخل روزنامه نیازی به دلسوزی های این چنینی ندارند.  

کاوه اشتهاردی خیلی کارها هم برای روزنامه ایران کرده که مدیران اصلاح طلب حتی در خواب هم انجامش نمی دادند. از جمله این کارها می توان به توزیع بن کتاب میان خبرنگاران روزنامه، در زمان برگزاری نمایشگاه کتاب، آنهم برای اولین بار، پرداخت حق ایاب و ذهاب پرسنل، نصب شبکه های خبری ماهواره ای در تلویزیون های تحریریه، تشکیل تعاونی مسکن و تلاش برای صاحب خانه کردن پرسنل روزنامه ایران، رای گیری از کارکنان و خبرنگاران در برخی از امور اجرایی و... اشاره کرد که جملگی از اقدامات مثبت کاوه اشتهاردی در روزنامه ایران است.

اگر قرار است بد کسی را بگوییم خوبش را هم باید بگوییم. کی گفته که به لباس پوشیدن خبرنگارها و کارمندان روزنامه گیر داده اند؟ کی چنین دروغی را ردیف کرده؟ کی گفته دبیر سرویس های قدیمی روزنامه بخاطر نوع و نحوه لباس پوشیدنشان از روزنامه رفته اند؟ بابا! اگر قرار بر نقد کردن است درست نقد کنیم. از شما عزیزان هم می خواهم که با این شایعه پراکنی های غیر منصفانه کاسه داغ تر از آش نشوید.  

+ نوشته شده توسط احمد جلالی فراهانی در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386 و ساعت 23:29 |