پرتاب کردن گل آنهم توسط دانشجویان بسیجی تهرانی به سفارت واتیکان، میان تمام خبرهای ریز و درشت مربوط به جنجال سخنان یک سویه پاپ بندیکت شانزدهم، زیباترین و دلنشین ترین واکنشی است که از سوی ما ایرانی ها به سخنان وی عرضه شده است. کاش این مشی را در تمام وجوه زندگی و سیاست عرضه می کردیم. کاش دیگر مسلمانان جهان هم به جای کشتن آن راهبه ایتالیایی و آتش زدن کلیساها و آدمک ها به همین رویه روی می آوردند. کاش همان دانشجویان ایرانی در یک مراسم رسمی سفیر واتیکان در ایران را دعوت می کردند و آن دسته گل را محترمانه تقدیم او می کردند و رأفت اسلامی و شفقت ایرانی را صمیمانه تر نشانش می دادند. بهر حال بازهم ایرانی ها نشان دادند که چقدر اسلام به فرهنگ و تمدن آنها مدیون است چنانکه ما ایرانی ها هم بسیار مدیون اسلام و مسلمانان هستیم و در این باره تاریخ بسیار گواهی می دهد. تفاوت اسلام ایرانی و اسلام عربی در همین است. در اسلام ایرانی می توان چهره واقعی تری از آداب و سلوک پیامبر عظیم الشأن دید و در اسلام عربی کمتر مهر و محبت پیامبر اکرم دیده می شود. نمونه اش بیانیه اخیر القاعده است که سخن از بریدن زبانها و قطع کردن دستهای غیر مسلمانان در جهان می کند. اگر جناب پاپ کمی با منابع و مراجع ایرانی گفت و شنود می کرد بهتر می فهمید که خداوند ما مسلمانان ایرانی نه رازی است عقل ستیز که نازنینی است عشق پسند. همین است راز آنکه پیامبراسلام و خاندانش در نزد ایرانیان بر خلاف تصور ایشان چنین مقبول خلایق افتاده اند و دل از ایرانیان برده اند. بقول منصور حلاج معشوق ما « همه ناز باشد نه راز»
قبول دارم که رگه هایی از اسلام عربی میان فقهای ایرانی هم دیده می شود اما غلبه در جریان دین شناسی و دین مداری نه با طالبان پنهان شده در میان برخی افراد که با کسانی است که رأفت اسلامی را همواره با شفقت ایرانی پیوند داده اند.


