اين تنگ و تيره جنگل پُر آسمان خراش 
روحم بخَست، راه فرار و فراز كو
در مَتنِ نقرهكارى منشور صبحگاه
گلدسَتههاى سبز قيامت نواز كو
آن آيهها ترنّم بال ستارهها
راياتِ آسمانىِ در اهتزاز كو
آن رقص عارفانه روحِ سپيد ياس
در حوضهاى كاشى آئينه باز كو
تسبيح مرغ و ذكر گياه و دعاى آب
حرفى خورند معرفت اهل راز كو
نوذر زشرح قصه زلفش بدار دست
وقتِ خوش حكايت دور و دراز كو
بالاخره نوذر پرنگ هم رفت. شاعری که جز درد و نا امیدی ندید.شاعری ستم روزگار کشیده و بزرگی که بسیاری او را نمی شناسند و نمی دانند که از قهار ترین شعرا و ترانه سرایان معاصر بود. چقدر به اتفاق محسن شهرنازدار برای چاپ مطلبی از او در صفحه مهرگان دردسر کشیدیم. با این همه محسن با آن قدرت استدلال بالا موفق شد متن او را چاپ کند. خدا بیامرزدش پرنگ را که شاعر چیره ای بود. اشعار پرنگ موزائیکی از اقسام هنرها در شاعری بود. اشعارش هم معاصر بود و هم با زبان و بیان ویژه سروده می شد. از طرفی نگاهی کاملاْ متفاوت از زمانه خود داشت. اشعارش از چنان صور خیالی برخوردار است که حیر ت انگیز است. پرنگ اهل درد بود . اهل لاف و ادعا و رانت و مجیز گفتن نبود. برای کسی جز دلش شعر نمی گفت و در تمام این سالها خاموشی را برتر از های و هوی بی محتوا می دانست. تو خالی نبود. عمیق بود. نه دنبال پول و ثروت بود و نه به عنایت کسی دلخوش کرده بود. اشعارش کوبنده و بی تعارف بود. چنانکه در بیتی می گوید :
روزگار ظالم از مظلوم باشد تیره تر
خانه ای تاریک تر از خانه شمشیر نیست
یا در جایی دیگر می گوید :
مجال بوسه به لب های خویشتن بدهیم
که این بلیغ ترین مبحث شناسایی است
پرنگ ترانه سرای قهاری بود. خیلی از ترانه هایش را مردم بار ها و بسیار شنیده اند و نمی دانند که او این ابیات زیبا را سردوه مثل ترانه ای که خیلی قدیما منوچهر می خواند :
غروبا که میشه روشن چراغا
میان از مدرسه خونه کلاغا
یاد حرف های آن روزت می افتم
که تا گفتی به جون و دل شنفتم
عجب غافل بودم من
اسیر دل بودم من
اسیر دل نبودم
اگر عاقل بودم من
پرنگ شعر نو هم می سرود. یکی از زیباترینهایش را برای ختم کلام می آورم. خدا بیامرزدش که مردی افتاده و بسیار دان بود. مرحوم آتشی همیشه پرنگ را حافظ زمانه می دانست. این شعر را گویی درباره خودش و دنیای پیرامونش سروده:
پرنده گفت :
بیشتر مردم بی گناهند
جهان
از این بهتر
نخواهد شد
و پرید.
+ نوشته شده توسط احمد جلالی فراهانی در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385 و ساعت
0:46 |